خرید بک لینک
غوره ها، بالای سر ما آویزانن و ما در سایه ی برگهای درختش لم داده و به رد هواپیماها در آسمان چشم دوختیم . پروانه ها در اطراف میچرخند وآفتاب خودش رو پهن کرده روی میز چوبی ، روی درخت گلابی و سیب . پل م

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:24

مامان قشنگم ، فاطمه ی خوبم ! مهوش, خانوم, ، مامان رزا است! میشناسیش؟ رزا خودش دوتا پسر داره یعنی یه مامان کامله . ولی مهوش, خانوم, بازهم شش ماه از سال رو به عشق دخترش میاد پیشش می مونه . مهوش, خانوم, خیلی م

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:24

توی کشوری که وقتی اومدی بوی مایع ظرفشوییش و صابونهاش هم جدید بود و نا آشنا و تو رو به یاد هییچ خاطره ای نمی نداخت ، خیلی حس خوبیه شب نشینی جایی بری که بهارنارنج های چاییش بهارنارنج های اردیبهشت شیراز و سبزی سبزی پلوش ، بوی کشورت باشه .این بوها,ی آشنا توی غربت کمیابند . آدم میتونه به خیلی چیزها مثلا رانندگی از سمت چپ جاده و پریزهای سه شاخه ی اینجا عادت بکنه و قبلیهارو فراموش . اما از یاد بردن بوها,ی قدیمی که چهل و اندی از عمرت بهشون عادت کردی کمی سخته و نمیدونم شاید محال باشه ..

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:24

پشت میز چوبی باغ نشسته ام آفتاب قشنگی پهن شده روی همه چی. و من توی یه سینی سفید مشغول جدا کردن و جمع اوری بذرهای ریز یک نوع سبزی خوردن هستم . سیبها و انگورها و گلابیها دارن میرسن . صدای چند پرنده از

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:24

دلار هر روز بالاتر میره حتی پوشک و نوار بهداشتی کم شده مردم توی صفحه های اینستا به هم توصیه میکنن غر نزنید و حالتون رو بدتر نکنید اصن حالتون رو سعی کنید خوب بکنید . من گاه دقایقی به یه جای دووور خ

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:24

پاییز,های خیلی سال پیش مثلا بیست سال پیش رو دقیق یادم نیست چکار میکردم ولی یحتمل مشغول دانشگاه رفتن و با عجله در بارون صبحهای سردسوار اون مینی بوس ها که بیشتر یه کابوس بودن تا شهر بغلی می رفتم . ر

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:24

بعد از رفتن مامان

هر کدوم از فامیل که میره یک خالیه عمیق اون لحظه در وجودم حس میکنم .

هرچی خودمو منقبض میکنم پر نمیشم ففط اشک سرریز میشه

اشک و اشک و اشک

حالا میفهمم عمر زیاد اصلا خوب نیست

چون باید هی سالها خالیه خالی بشی

و تمومی نداره

میلاد, رفت ...

و من هزارها کیلومتر دور از فامیل در یه صبح سرد و تاریک تنهایی اشک میریزم

برچسب: نویسنده: نوید فلاح تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:24

صفحه بندی